نامه پنجاه و یکم .... رادین در برج میلاد
رادین جان، دیروز من و شما و بابایی رفتیم بازدید برج میلاد. عزیزم شما خیلی هیجان زده شده بودی بخصوص از دیدن فواره های آب. کلی از سر هیجان فریاد زدی و راه رفتی. برای اولین بار از دیدن بچه ها ذوق زده میشدی و به سمتشون میرفتی. هیچ وقت انقدر با بچه های همسن و سال خودت راحت ارتباط برقرار نکرده بودی. ولی عزیزم متاسفانه نتونستیم به بالای برج بریم و تهران رو در شب از بالا ببینیم، چونکه گفتند سرعت آسانسور خیلی بالاست و ممکنه به گوشت فشار وارد بشه به همین علت ما هم ترجیح دادیم که سوار نشیم. انشالله دو ساله شدی حتما قسمت بالای برج هم میریم. خلاصه شکر خدا بهت خیلی خوش گذشت و به قدری خسته شده بودی که دیگه اصلا نای راه رفتن نداشتی و در راه برگشت تو ماشین خوابت برد.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


نامه پنجاه و یکم .... رادین در برج میلاد
